هر آنچه درباره ی سفر به هند باید بدانید

راهنمای سفر - در دهلی - ۱ دی ۱۳۹۵

 

 

هند INDIA

نام رسمی: جمهوری هند

نام محلی: بهارات Baharat

اسم دیگر: هندوستان

پایتخت: دهلی نو

نوع حکومت: جمهوری چند حزبی فدرال با دو مجلس قانونگذاری، «از سال 1950»

رئیس حکومت: رئیس جمهور

رئیس دولت: نخست وزیر

 موقعیت جغرافیایی

کشور هند در نیمکره ی شمالی، جنوب آسیا و بین مدار 8 تا 38 درجه ی عرض شمالی و نصف النهار 66 تا 97 درجه ی طول شرقی قرار دارد. مساحت هند 590/287/3 کیلومتر مربع است. این کشور از نظر وسعت، هفتمین کشور جهان و مساحت آن تقریبا دو برابر مساحت ایران است.

اقیانوس هند

طول مرزهای خشکی هند 15200 کیلومتر و طول ساحل دریایی آن تقریبا 5686 کیلومتر است. این کشور از شمال به چین (3380 کیلومتر)، نپال (1690 کیلومتر) و بوتان، از شمال شرق غربی به پاکستان (2912 کیلومتر) محدود سات. بنگلادش، طولانی ترین (4053 کیلومتر) و بوتان، کوتاهترین (605 کیلومتر) خطوط مرزی را با هند دارند.

کشور هند از لحاظ جغرافیایی به چهار منطقه تقسیم می شود:

الف ـ منطقه کوهستان هیمالیا؛

ب ـ منطقه رود گنگ و شاخه های آن؛

ج ـ منطقه فلات جنوبی؛

د ـ منطقه بیابانی شمالغربی؛

آب و هوا

با توجه به این که خاک هند از منطقه ی استوایی آغاز شده و به منطقه ی معتدل منتهی می شود و با وجود کوهستان های پر برف هیمالیا، این کشور آب و هوایی متنوع از قبیل: (استوایی، سردسیر، پرباران، خشک، سرسبز جنگلی و بیابانی) دارد. این نوع آب و هوا سه فصل متمایز در سال ایجاد می کند. در هند، فصل سرما از اکتبر (مهر) تا آخر فوریه (بهمن)، فصل گرما از اول مارس( اسفند) تا آخر ژوئن (تیر) و فصل بارش از اول ژوئن (تیرماه) تا آخر سپتامبر (شهریور) ادامه دارد.

میانگین حرارت در شمال هند در آخر زمستان 13 الی 16 درجه ی سانتیگراد و در جنوب هند به 24 درجه ی سانتگیراد می رسد. دو ماه خرداد و تیر که اشعه آفتاب بر بیشتر شبه جزیره به طور عمودی می تابد، گرم ترین ماه های سال هستند؛ همچنین گاهی حرارت هوا در ماه خرداد در شمال هند از 38 درجه ی سانتی گراد تجاوز می کند.

ریزش باران در هند، تابع وضع مناطق آب و هوایی این کشور است و میزان آن از 100 میلی متر (در منطقه راجستان و لاداک) تا 2000 میلی متر در مناطق سواحل غربی (آسام و بنگال) تفاوت می کند. در منطقه چراپوونجی در ایالت مگالایای هند، سالانه حدود 10 متر باران می بارد. سراسر هند را به دو جریان هوایی حامل باران می پوشاند که به مون سون معروف است.

به هنگام جریان مون سون در جنوب غربی هند، باران فراوان می بارد. بیشتر باران های موسمی از ناحیه ی دریای عمان و ساحل جنوب غربی هند سرچشمه می گیرد. طبق گزارش فائو (FAO)  متوسط بارندگی در هند، سالانه 1432 میلی متراست.

کوه ها

همان طور که گفته شد، کوهستان هیمالیا یکی از چهار منطقه جغرافیایی هند است. کوه های هیمالیا این سرزمین را از کشورهای همسایه ی شمالی ـ که عبارتند از: چین، بوتان و پال ـ جدا می کند. سسله جبال هیمالیا از سرمزین پامیر در شمال غربی تا سرحد آسام در شمال شرقی به طول 2414 کیلومتر امتدا دیافته است. هیمالیا به دلیل طول و ارتفاعش، سدی طبیعی میان هند و چین است. و تنها رشته کوهی است که قلههایی با ارتفاع بیش از 6900 متر دارد. چهارده قله در هیمالیا بیش از 7800 متر ارتفاع دارند که مرتفع ترین آنها اورست با ارتفاع 8884 متر، بلندترین قله ی جهان می باشد که در نپال واقع است.

بعد از آن 2q یاکا 2- با ارتفاع 8611 متر در پاکستان و پس از آن سومین قله ی بلند جهان، کانچنجونگا با ارتفاع 8598 متر است. رشته کوهستان شرقی مابین هند و برمه ـ که آن را کوهستان ناگا یا کوهستان پکتی می نامند ـ کوهستانی نسبتا کوتاهی است که در شمال به هیمالیا می پیوندد.

در قسمت استوایی هند، در جنوب، جلگه مرتفعی وجود دارد که در غرب و شرق، منطقه ای کوهستانی را تشکیل می دهد. این دو رشته کوه، گات های شرقی و غربی نام دارد و ارتفاع آنها در شرق به 600 متر و در غرب به 2440متر می رسد. گات های غربی به موازات خط ساحلی کناره ی دریای عرب امتداد یافته است و به ساحل نزدیک ترند؛ در حالی که گات های شرقی از دریا دورترند و دشت ساحلی وسیعی را در طول خط ساحلی جنوب شرقی در کناره ی خلیج بنگال به وجود آورده اند.

کوه یاتکایی: این کوه و کوه های وابسته به آن، در مرز هند، بنگلادش و برمه قرار دارند و مجموعاً پارواچال یا کوه های شرقی نامیده می شوند.

آراولی: ناحیه ای در شمال غربی هند که از قدیمی ترین منطاق کوهستانی جهان است. دامنه که های آراولی تنها بقایایی از کوه های عظیم الجثه ای هستند که در دوران ماقبل تاریخ وجد داشته اند و بسیاری از قله های آن پوشیده از برف و توده های غول پیکیر و شگفت انگیز یخ است که منبع تامین بسیاری از رودخانه های بزرگ است.

ویندهیان: این کوه تقریبا تمام عرض شبه جزیره ی هند را فرا گرفته است و منطقه ای در حدد 1050 کیلومتر را با مانگین ارتفاع 300 متر در بر می گیرد.

نام بلندترین کوه های هند (ارتفاع به متر )

1

کانچنجونگا

Kanchenjunga

8598

2

نینگاپاربات

Nenga Parbat

8125

3

ناندادوی

Nanda devi

7817

4

راکاپوشی

Raka Poshi

7788

5

کامت پیک

Kamet Peak

7756

 

رودها

رودخانه ی گنگ Ganges (که گانگا هم نامیده می شود) با 2495 کیلومتر طول، از کوهستان هیمالیا شروع و به خلیج بنگال منتهی میش ود. شهرهای الله آباد و بنارس در ساحل این رود قرار دارند. گنگ مادر مقدس ترین رود هند است و هندوها آن را همچون الهه ای، تقدیس و عبادت می کنند. شعب عمده ی رود گنگ عبارتند از : بمونه، گاگره، گندک و کامبی.

جمنا یا (یامونا) Yamuna رود بزرگی است در شمال هند که از کوهه های هیمالیا سرچشمه گرفته و در جوار شهر الله آباد به رود گنگ متصل می شود. محل تلاقی این دو رود، از اماکن مقدس و زیارتگاه پیروان مذهب هندو است. شهرهای بزرگی مانند دهلی و آگرذه و الله آباد در ساحل آن واقع شده اند.

رود عظیم دیگری به نام برهماپوترا Brahman Putra با 2890 کیلومتر طول، از ضلع شمال شرقی هیمالیا جریان می یابد و از آسام و بنگال شرقی می گذرد. این رود در نزدیکی خلیج بنگال به رود گنگ می پیوندد. آبرفت های رودخانه ای فراوان این رود، باعث شده در شمال هند، بارورترین زمین های کشاورزی دنیا به وجود آید.

پس از حوزه های رود گنگ و برهماپوترا، حوزه ی رود گوداوری ـ بزرگترین رود هند ـ است که 10 درصد از مساحت هند را در بر می گیرد. بعد از آن می توان به رودهای کریشنا، ماهانادی، کاویری، تاپتی و کائووری اشاره که از مهمترین رودهای منطقه شبه جزیره ی هند هستند.

رود سند که بخش اعظم آن در پاکستان امروزی جریان دارد نیز از کوه های هیمالیا نزدیک به منطقه ای «لاداخ» هند سرچشمه می گیرد و از میان ایالت «جامو» و «کشمیر» می گذرد.

سند، بخش عمده ای از مسیر 2880 کیلومتری اش را به سمت جنوب در پاکستان طی می کند.

دره ی حاصلخیز رود سند، خاستگاه بعضی از اولین تمدن های شبه قاره بوده و منشا اصلی نام «هند» است. ایالت پنجاب که از دو واژه ی پنج و آب تشکیل شده ، در بخش شمال غربی هند و در مجاورت پاکستان قرار دارد. این ایالت در میان پنج رود به نام های 1ـ جهلم؛ 2ـ چناب؛ 3ـ راوی؛ 4ـ بناس؛ 5ـ ساتلج واقع شده است که از کوه های هیمالیا سرچشمه می گیرند.

رودهای هند، سالیانه حدود 1683 میلیارد مترمکعب آب حمل می کنند. حدود 500/14 کیلومتر از رودخانه های این کشور، قابل کشتیرانی است.

دریاچه ها

هند دریاچه ی بزرگ و مهمی ندارد و فقط دره ی کشمیر، چند دریاچه دارد که سرچشمه ی چندین رود هستند.

جزایر

مجمع الجزایر آندومان و نیکوبار در شرق سرزمین اصلی و نزدیکی میانمار و اندونزی و مجمع الجزایر لاکادیو و محانی کوی و کامین دوی (که اکنون لاکشاودیپ خوانده می شود) در غرب سرزمین اصلی نیز قسمتی از خاک هند را تشکیل می دهند، تمام این جزایر، آب و هوای حاره ای دارند و با صخره های مرجانی و آب های گرم احاطه شده اند.

بیابان ها 

منطقه ی بیابانی هند به دو بیابان بزرگ و کوچک تقسیم می شود: بیابان برگ، از ران کوچ در سواحل گجرات آغاز شده و به طرف شمال امتداد می یابد و شامل قسمت اظعم ایالت راجستان و نواحی مرزی با ایالت سند پاکستان است و بیابان کوچک نیز شامل منطاق شرقی راجستان و نواحی شمالی این ایالت است. در واقع، تنها منطقه ی بیابانی در هند به نام صحرای تار (Thar) در غرب این کشور، در مجاورت پاکستان و شرق رود سند قرار دارد.

پوشش گیاهی

هند نه تنها به دلیل جغرافیا، تاریخ و فرهنگش هویت ویژه ای دارد، بلکه تنوع چشمگیر اکوسیستم طبیعی آن نیز منحصر به فرد است. حدود یک سوم گیاهان موجد در هند، بومی آن منطقه هستند که در مقایسه با سایر کشورهای بزرگ دنیا رقم قابل توجهی است. حدود 45 هزار گونه گیاه در هند وجود دارند، گیاه شناسان، شانزده نوع اصلی گیاه جنگلی را در هند شناسایی کرده اند که تقریبا یک پنجم وسعت کشور را پوشش داده است. گونه های گیاهی در سراسر کشور هند متناسب با نوع بارش پراکنده شده اند. این پوشش گیاهی از جنگل های خودروی حاره ای و همیشه سبز جزایر آندامان و نیکوبار تا گات های غربی و ایالات های شمالی تا جنگل های کاج مناطق مرتفع کوه های هیمالیا متفاوت است.

در میان این دو نوع پوشش گیاهی، موقعیت خاص هند وجود اکوسیستم متفاوت را امکان پذیر می نماید. در گات های غربی، گونه های گوناگونی از دخرتان یافت می شود که ارزش اقتصادی زیادی دارند و از مهمترین آنها می توان به صندل سرخ و ساج اشاره کرد.

حدود 75 میلیورن هکتار زمین جنگلی در هند وجد دارد. جنگل های همیشه سبز، بیشتر در ایالت های آسام و کرالا و قسمتی از اوریسا و جزایر آندومان و نیکبار واقع شده است. درخت ها در این جنگل ها بلند و بافت جنگلی، طبقه طبقه است. در میان انبوه درختان جنگل های هند، درخت انبه و انجیر هندی بیشتر از بقیه به چشم می خورد. هندوها برای درخت انجیر هندی احترام خاصی قائلند. چوب بامبو هم یک کالای رایج تجاری است.

حیوانات

هند یکی از دوازده مرکز بزرگ تنوع زیست شناختی در سراسر جهان است. علاوه بر 45 هزار گونه گیاه موجود در این سرزمین 8100 گونه یم ختلف جانوری از جمله 396 گونه از پستانداران، 1228 گونه از پرندگان، 446 گونه از خزندگان و 204 گونه از دوزیستان در این منطقه یافت می شوند. فقط سه درصد پستانداران ساکن در هند، بومی این منطقه هستند؛ در حالی که 14 درصد پرندگان، 32 درصد خزندگان و 62 درصد دوزیستان بومی اند. تنوع جانوریف بیشتر در مناطق جنوب شرقی هند به چشم می خورد. تقریبا تمام گونه های پستانداران در کشور هند وجود دارد. هند خاستگاه تعداد زیادی ازج انوران بزرگ وحشی از جمله فیل آسیایی، ببر، کرگدن های تک شاخ، شیر آسیایی، پلنگ، گاومیش وحشی، یوزپلنگ، خوک خرطوم دار، بز کوهی، آهو و گوزن است. در میان این پستانداران، انواع مختلفی از میمون ها مانند میمون دُم دراز آسیایی هم وجود دارند. نسل میمون های دُم شیری، ساکن مناطق غربی هند، که این روزها به خاطر شکار بیش از حد، رو به انقراض می رود. نوع دیگری از این میمنون ها به نام «رزوس» در میان بسیاری از جوامع انسانی زندگی می کنند.

گربه های گوشت خوار، سگ، روباه و شغال، انواع دیگری از حیوانات این جنگل ها هستند. همچنین چهارگونه بزرگ گربه سانان، یعنی پلنگ، یوزپلنگ، ببر بنگال و شیر،در پارک ملی جی وای در ایالت گجرات وجد دارند. با تلاش های فراوان، با عنوان «نجات ببرها» نسل این گربه سانان، احیا شده و رو به افزایش است. گونه های دیگر پستانداران مثل فیل ها در مناطق مختلف، به خصوص در پارک آبی ملی پری لیک و در مناطق کرالا و آسام، ساکن اند. از خزندگان موجود در هند می توان به انواع تمساح، مارهای کربار، مارهای آبی و اژدرمار اشاره کرد. تعداد پرندگان بسیار زیاد است، که از آن جمله می توان به قرقاول، مینا، طوی دم دراز، نوک شاخی، لک لک گرمسیری، درنای نوک قاشقی، ماهی خورک و طاووس زیاب و تماشایی هندی ـ که پرنده ی ملی محسوب می شود ـ لاشاره کرد. از سال 1935 در هند 70 پارک ملی و بیش از 500 منطقه ی حفاظت شده تاسیس شده است.

جغرافیایی انسانی

جمعیت

براساس آمار سال 2005، کشور هند با 000/371/103/1 نفر جمعیت، دومین شکور پر جمعیت جهان بعد از چنی است. بنابر آمار سال 2004، از کل جمعیت هند 6/51 درصد مرد و 4/48 درصد زن هستند. همچنین 8/75 درصد از مردان بالای 7 سال و 2/54 درصد از زنان بالای 7 سال باسوادند. در سال 2004 میزان رشد جمعیت، 44/1% گزارش شده است. جمعیت زیاد و زاد و ولد فراوان، از معضلات این کشور است. به طوریکه علی رغم کنترل های فراوان، هر ماه حدود یک میلیون نفر به جمعیت هند اضافه می شود.

تراکم جمعیت

بنابر آمار سال 2005، در هر کیلومترمربع از خاک هند به طور متوسط 5/348 نفر زندگی می کنند، ولی تراکم جمعیت در نقاط مختلف این کشور متفاوت است.

بیشتر هندی ها در شهرها و روستاهایی زندگی می کنند که در مناطق حاصلخیز قرار دارند. در این گونه مناطق، تفاوت در تراکم جمعیت، بیشتر تابع وجود آب و حاصلخیزی خاک است.

بیش از 60 درصد جمعیت کل کشور در خاک های حاصلخیز رسوبی مانند اطراف رودهای گنگ، برهماپوترا وش عبات آنها و سواحل غربی دریایی هند و خلیج بنگال زندگی می کنند. در این مناطق (مثلاً قسمت هایی از شرق منطقه کنگاو) به خرید تولید محصولات کشاورزی، تراکم جمعیت، بیش از 8000 نفر در هر کیلومتر مربع است.

نژاد

طبق بررسی دانشمندان، کلیه ی ساکنان اولیه ی هند، از نقاط دیگر عالم به هند مهاجرت کرده اند و یا از هند به عنوان منزلگاهی جهت مهاجرت به نقاط دیگر استفاده می کرده اند. همین مهاجرت ها و رفت و آمدها موجب پیدایش نژادهای مختلف در هند شده است و اکنون جمعیت هند، ترکیبی است از پنج نژاد عمده که عبارتند از:

1ـ نژاد نیگریتو که قامت کوتاه و پوست تیره، جمجمه های گرد و صورت های پهن و مسطح دارند.

اینها بیشتر منسوب به نژادهای قدیمی آسیای جنوبی و اقیانوسیه اند و با نژادهای آفریقایی متفاوت هستند؛

2ـ نژاد ویدید که مردم قبایل مرکزی و جنوبی هند را تشکیل می دهند. این افراد قامت کوتاه و بدن های قوی و صورت گرد و کوچک دارند.

3ـ نژاد مدیترانه ای که قامتی متوسط، پیشانی بلند، بینی قلمی، لب های کلفت، موهای سیاه و پرپشت و مجعد و ظاهری تیره رنگ دارند. این نژاد در صحراهای جنوب هند ساکن هستند وبه آنها دراویدین نیز می گویند.

4ـ نژاد ایندید که در هند شمالی و دکن مرکزی و سواحل غربی ساکن هستند. آنها جمجمه های دراز، صورت های کوچک و کشیده با پوست قهوه ای روشن و موهای سیاه دارند. این مردم از حیث نژاد با مردم اروپا از یک اصل هستند.

5ـ نژاد مغولی که در منطقه های کوهستانی شمال و شمال شرقی ساکن هستند.

آنها اندام کوتاه، صورت های پهن، گونه ی برامده، چشم های باریک، موهای کم دارند و پوست و ظاهری که به زردی می گراید.

بدیهی است این نژادهای مختلف در طول قرن ها با یکدیگر آمخته شدند و سکنه ی هند کنونی را تشکیل داده اند. به طور کلی، نژاد ایندید در شمال و نژاد مدیترانه ای در جنوب، از بقیه ی نژادها بیشترند وبه نسبت، خالص تر مانده اند.

زبان و خط

هند کشوری واحد است با چند زبان مختلف، زبانی که همه آن را متوجه شوند، وجود ندارد و تاکنون برای زبان واحد به نتیجه نرسیده اند. ایالت ها را بیشتر براساس زبان تقسیم کرده اند. زبان های فراوان رایج در هند از زبان های مختلف نژادهای گوناگون که از ابتدای تاریخ، وارد هند شده اند، مشتق می شوند. در قانون اساسی، زبان رسمی هند، هندی و خط رسمی، دواناگری (سانسکریت) و ارقام و اعداد، مطابق شکل بین الملل تعریف شده است. این قانون اساسی، تمام زبان های عمده ی کشور را به عنوان زبان های ملی و زبان هندی را به عنوان زبان رسمی اتحادیه ی قبول کرده است. زبان های ملی هند عبارتند از:

1ـ آسامی (هندوآریایی)                              8ـ مراتی (هندوآریایی)

2ـ بنگالی (هندوآریایی)                    9ـ اروپایی (هندوآریایی)

3ـ گجراتی (هندوآریایی)                  10ـ پنجابی (هندوآریایی)

4ـ هندی (هندوآریایی)                     11ـ سانسکریت (هندوآریایی)

5ـ کانادایی (دراویدی)                     12ـ سندی (هندوآریایی)

6ـ کشمیری (هندوآریایی)                 13ـ تامیل (دراویدی)

7ـ مالایالام (دراویدی)                     14ـ تلگو (هندوآریایی)

                                                15ـ اردو (هندوآریایی)

مذهب

هند سرزمین ادیان مختلف و به تعبیری، موزه ی ادیان انسانی است. در این کشور، حدود 81% از مردم، هندو 12% مسلمان (9% سنی و 3% شیه، 3/2% مسیحی، 2% سیک و 8/0% بودایی هستند.

هندوئیسم

این آیین که ریشه بسیار قدیمی دارد. برخلاف ادیان الهی، نقطه ی آغاز روشن و اصول مشخصی ندارد و تحولات زیادی را پشت سر گذاشته است و بهتر است آن را نوعی شیوه ی زندگی به شمار آوریم تا دین. این آیین در طول تاریخ به سه شکل وجود داشته است: شکل نخستین آن، ودائی بود و سپس به صورت آیین برهمنی و در آخر به شکل آیین هندوئی کنونی درآمده است. هندوها معتقد به خدایان متعددی هستند و این خدایان بی شمار را مظاهر مختلف نیروی الهی واحدی می دانند و در حقیقت به یک نوع وحدت وجود ایمان دارند. ایمان به تناسخ نیز از اصول مبادی هندوئیست که بر طبق آن، معتقدند هر عملی که انسان انجام بدهد، چه نیک و چه ناپسند، در حیات آینده ی خود آثار آن را خواهد دید. در این آیین، هیچ اصول اعتقادی وجود ندارد که تمام هندوها مجبور به پذیرش آن باشند و به جای آن تعدادی سوال وجود دارد که هر هندو باید از زندگی، خداوند و خودش بپرسد. آنچه سروتی، آنچه اسمریتی و سروتی کتاب های مقدس پیروان هندو است و کتاب های اربعه ودا به منزله انجیل برای مسیحیان و قرآن برای مسلمانان است.

همچنین خدیا برهما، خدای ویشنو و خدای شیوا سه مظهر الهی در آیین هندو هستند. از این خدایان، خدای بلدیا قریه، خدای خانواده و خدای فرد که آن را اشتادواتا گویندف منشعب می شود. ریشه واژه هندو «ایندو» است که نام سانسکریت رود سند است.

اسلام

دین اسلام اولین بار در سال 644 میلادی از طریق ایران به کشور هند راه یافت و هم اکنون هند از حیث تعداد تبعه مسلمان رتبه سوم جهان را پس از اندونزی و پاکستان به خود اختصاص داده است. ظهور و گسترش اسلام در هند مسیر تاریخ شبه قاره را دستخوش تحولات بنیادی کرد. هر چند فتوحات سپاهیان اسلام در هند ابتدا چندان پایدار نبود، اما مسافرت و مهاجرت علما و دانشمندان اسلامی به این سرزمین پهناور، زمینه های مساعدی را برای تبلیغ و آشنایی هندیها با مبانی اسلام فراهم آورد. اسلام پیش از آنکه به صورت یک قدرت نظامی به هند وارد شود به عنوان یک مذهب به هند راه یافته بود. تماس ها و مبادلات گوناگون علمی و فرهنگی و ترجمه متقابل علوم اسلامی و هندی بویژه در قرن های سوم و چهارم هجری زمینه ساز تمدنی بزرگ در این خطه گردید.

ارتباط میان مسلمانان غیرهندی و هندی ها چنان محکم و استوار شد که مسلمانان توانستند حدود 800 سال بر قسمت اعظم شبه قاره هند فرمانروایی کنند. مسلمانان فاتح، هیچگاه در هند به عنوان مهاجرت نامیده نشدند؛ بلکه اغلب آنان هند را وطن خود قرار دادند. بدین سبب هند در تمام دوران حکمت مسلیمنی، کشوری مستقل بود. دوران طلایی حکومت اسلامی بر هند با فتح دهلی توسط بابر بنیانگذار سلسله تیموریان در سال 1527 آغاز و در دوران حکومت اکبر به اوج خود رسید. وجود عالمان لایق و مردان کاردان و صنعتگران خلاق درا ین دوران باعث شکوفایی تمدن و فرهنگ اسلامی در این سرزمین پهناور گردید، به گونه ای که هندی ها اکبر را پایه گذار تمدن قرون وسطی در هند نامیده اند. در ابتدا بسیاری از هندیان و مهاراجه ها، مسلمان شیعی بودند و روی پرچشم هایشان حدیث پیامبر اسلام که فرمودند: «حسین منی و ان من حسین» نقش بسته بود و مهاراجه جی پور نقش و نام حضرت امام حسین (ع) را بر شانه می گذاشت. امروزه حدود 25 درصد از مسلمانان هند، شیعه هست ند. لوکنو پایتخت ایالت اوتارپرادش و کشیر، دو مرکز عمده ی تجمع و فعالیت شیعیان هستند. مدرسه ی دینی شیعیان در لوکنو مسوم به مدرسها لواعظین اهمیتی قابل ذکر دارد. همچنین دارالعلوم دیوبنند و دانشگاه اسلام علیگر از دیگر مراکز علمی مسلمانان در هند هستند. این مرکز را مولانا محمد قاس نانوتوی برای آگاه کردن مسلمانان از علوم و مسائل اسلامی در سال 1867 در دهکده ی دیوبند تاسیس کرد و به دنبال آن در سال 1875 سرسید احمدخان سنگ بنای دانشگاه اسلامی را در شهر علیگر برای آشنا نمودن مسلمانان با علوم جدید و زبان انگلیسی نهاد. امروزه دانشگاه علیگر معتبرترین مرکز آکادمیک اسلامی و پشتونه بزرگ علمی و فرهنگی مسلمانان در هند به شمار می آید. این دانشگاه کتابخانه ای عظیم با گنجینه های کم نظیر و نادر علمی و فرهنگی دارد که به همت سرسید احمدخان جمع آوری شده و محفوظ مانده است.

هام اکنون در هند بینش عمومی درباره ی اسلام و تشیع بسیار ضعیف است و دولت هند نیز سیاست خود را بر تضعیف بنیادهای فرهنگی مسلمانان نهاده است. یکی از نقاط ضعف شیعیان در هند، عدم وجود یک رهبری قوی است. هنگام رهایی هند از استعمار انگلستان و اعلام استقلال ؛ن، دو کشور پتاکستان و بنگلادش که بیشتر مسلامان در آنجا مستقر بودند، از هند جدا شدند و کشورهای مستقلی را تشکیل دادند. البته این تفکیک با مشکلاتی همراه بوده و هست.

مسیحیت

دین مسیحیت برای اولین بار در کرالا وارد شد. عده ای معتقدند که مسیحیت را شخصی به نام توماس در قرن چهارم، به هند آورده و عده ای دیگر معتقدند که دین مسیح را اولین بار مسیحیان نسطوری که از ایران آمده بودند در قرن پنجم میلادی به آن سرزمین آورده اند.

مارکوپولو که در سال 1293 از کرالا دیدار کرده بود، گروهی مسیحی نسطوری و یهودی را در آن محل دیده و از آنها یاد کرده است.

بعضی از قدیمی ترین و مشهورترین کالج ها در هند، آنهایی هستند که توسط هیات های مذهبی با راهنمایی الکساندرداف تاسیس کرده اند؛ از جله کالج ویلسون در بمبئی (تاسیس سال 1832)، کالج مذهبی مدرس (تاسیس سال 1837) کالج نوبل در ماسولی پاتام (سال 1844) و کالج سنت جونز در اگرا (سال 1853) یکیا ز فعالیت های مبلغان مسیحی پرداختن به امور عمومی مردم مانند آموزش بهداشت به قبایل بوده است.

سیک

لغت سیک از کله ی سانسکریت سیسیا به معنی نظام ویاسیک به معنی ساختار، گرفته شده است. آیین سیک از تاثیر یگانه پرستی اسلام و چندگانه پرستی آیین هند و در مرزهای پنجاب ـ یعنی جایی که دو مذهب نخستین بار با یکدیگر برخورد کردند ـ زاده شد. بنیانیگر این مذهب، یک مرشد هندی به نام ناناک بود. وی با این ادعا که اسلام و هندوئی وجود ندراد و تنها یک خداوند هست که همانا حقیقت مطلق است، کوشید این دو مذهب را آشتی دهد. جانشینان ناناک تغییرات زیادی برای قطع وابستگی شدید سیک ها و هندوها اعمال کردند و پس از مدتی، روحیه ی جنگجویی و نظامی گری بر آیین سیک مسلط شد. سینگ به معنای شیر است و پسوند نام فامیلی اغلب سیک هاست که نشان از این روحیه دارد. در زمان یکی از رهبران این آیین، گوبیندسنگ، آیین سیک، شکل جدیدی به خود گرفت. آنها می بایست در میان عامه مردش مشخص می بودند وا ز قوانین کاف های پنج گانه پیروی کنند که عبارتند از:

1ـ کش: ریش و موهای خود را بلند کنند

2ـ کنگا» شانه های فلزی به موهای خود بزنند

3ـ کچه: شلوارهای کوتاه برای تحرک جنگاورانه بپوشند

4ـ کرا: به دست راست خود دستبند فلزی داشته باشند

5ـ کرپان: همیشه با خود شمشیر یا چاقو حمل نمایند.

همچنین در آیین سیک، استعمال دخانیات، نوشیدن مشروبات الکلی، ازدواج با زن مسلمان و خوردن گوشت جانوری که به طریق اسلامی ذبح شده باشد، حرام است.

آیین بودا

این آیین را سیدرها تاگوتاما (483 – 563 ق.م) به وجود آورد و شامل تجربه ی شخصی او در مورد حیات و شناخت راه نجات از آن بود. چون نام خانواده سیدهارتا، شاکیا بود، او را سیدهارتا شاکیامونی یعنی حکیم و دانایی خاندان شاکیا خواندند و پس از آن که مراحلی را طی کرد و به ارشاد و هدایت خلق پرداخت، او را بودا یعنی منور و درخشان لقب دادند. در آیین بودا، از لوح، خدا  یا خدایان و آغاز و انجام جهان، کمترین بحثی به میان نمی آید. وقتی پیروان بودا از او درباره ماوراء الطبیعه می پرسند، می گوید: آنچه را من کشف نکرده ام بگذار تا همچنان کشف نشده بماند و یا وقتی درباره ی ابدیت عالم می پرسند، پاسخ می گوید: بحث در ابدیت عالم و پاین آن باریم ن سودی ندارد و من به این دنیا نیامده ام تا امثال این مسائل را تشریح کنم، بلکه آمده ام راه نجایت برای فرار از دردهای این زندگی نشان دهم. به طور کلی، فلسفه ی تعالیم بودا بر این نکته استوار تس که حیات، مایه ی رنج است و رنج، امری عام و بی انقطاع است. منشا این رنج پایان ناپذیر هم عطش هستی است که انسان را از حیاتی به حیات دیگر می برد. پس برای هرایی از رنج، باید این عطش هستی را از طریق نفی هر گونه میل و خواستی از بین برد.

از نظر بودا راه نیل به مقصود، عبارت است از: باور پاک، خواست پاک، گفتار پاک، معیشت پاک، عمل پاک، یاد پاک و اندیشه ی پاک. مبانی و احکام معتقدان بودائیان در کتاب مقدس آیین بودا گردآوری شده که به زبان سانسکریت پی تاکاش نام دارد. پی تاکاش به معنای سبدهای قانون و خرد است.

مجسمه های بدا را که بودائیان در سراسر ممالک شرق می پرستند و عبارت می کند، به سه شکل می سازند:

نوع اول به صورت مردی است که چهار زانو نشسته و هر دو دست را به حالت وعظ و تعلیم بلند کرده است؛ نوع دوم، دو دست را روی یکدیگر گذاشته و به تفکر فرو رفته است؛ نوع سوم، یک دست را بر روی زانو نهاده و با دست دیگر به زمین اشاره می کند. «علامتی که در وسط پرچم هند است» چرخه ی قانون بودا (دارها چاکرا) است که به نماد ملی تبدیل شده است. امروزه در هند، آیین بودا طرفداران چندانی ندارد و فقط حدود دو درصد هندیان بودایی هستند. تعداد طرفداران بودا در کشورهای شرق و جنوب شرق آسیا متفاوت است.

آیین جین

واژه جین به معنای پیروی، مقصود و پیروزی بر هوس است. آیین جین، رفتار پاک را شرط اصلی رستگاری می داند و با برخی اعمال آیین برهمنی، مانند سرودها، نیایش، قربانی و پرستش خدایان مخالفت است. در فلسفه ی این آیینف جهان هستی، مرکب از جیوا و آجیوا است. جیوا به معنای ارواح یا ذرات جاندار که در عالم پراکنده اند. ساین ذرات نه خلق شده اند و نه فانی و نابود می شوند. ذاتاً جاندار و شبیه یکدیگر و دارای نیروی ابدی هستند.

در معتقدات این آیین، زندگی و رنج ها و قیود آن ناشی از اتحاد جیوا و آجیوا است و نجات از این رنج و آلام درا ین است که موجبات تفرقه و جدایی این دو، یعنی ماده و رح را فراهم آوریم. در فلسفه جین، زندگی با مرگ پایان نمی پذیرد، بلکه هر مخلوقی محکوم است به طور مدام متولد شود و بمیرد. بنابراین، ز ندگی، عذابی قطع نشدن است و هیچ کس نمی تواند از شر زندگی رهایی یابد. خدایان نیز ایا نقاعده مستثنی نیستند، ولی آنها از آن رنج نمی برند چون گرفتار قیود مادی نیستند.

تعلایم آیین جین براساس ریاضت کشی و ترک دنیا استوار سات و حتی به پیروان خود دستور مید هد هرگز لباس نپوشند و فضیلت را در برهنگی می داند. علاوه بر برهنگی، امساک و روزه های کشنده، نیازردن جانداران، دوری از خشونت و جنگ (آهیساما)، ترک بخل و حسد، دوری از کینه و انتقام جویی، دوری از دروغ، بردباری و شکیبا بودن در باربر خشونت های دیگران و اعتماد نکردن به زن، از احکام دیگر آیین جین هستند. پیروان آیین جین به آسیب نرساندن به جانوران، بسیار اهمیت می دهند. پیروان این آیین، کمتر از یک درصد از جمعیت هند را تشکیل می دهند و عمدتا در ساحل غربی و در ناحیه بمبمئنی تمرکز دارند.

مکتب اشرام

هند همیشه در اذهان جهانیان به عنوان سرزمین ماوراء الطبیعه ها و قدرت های فوق انسانی مشهور بوده است. کلمه مرتاض همیشه با هند، عجین بوده و عملیات محیرالعقول مرتاض یادآور توانمندی های روحی و روانی انسان هاست. چنین مکاتبی هنوز در هند وجود دارند و بسیاری از غیر هندی ها را هم به خود جلب نموده اند کا ز آن میان مکتب اشرام را می توان نام برد.

فلسفه ی این مکتب، سوق دادن روح و روان انسان به سمت قدرتی خارق العاده است که طی آن، روان بتواند کاملا بر جسم سلطه یابد. نکته ی جالب توجه اینکهن مکتب اشرام و طرفداران آن در گذشته فقط در جنگل های انبوه بنگال و یا بر قله کوه ها دیده می شدند، ولی امروزه شاید به خاطر آن که واقعا انسان می خواهد به هر نحو ممکن خود را از سلطه ی زندگی مادی برهاند و به روح و روان خویش بپردازد، اشرام به درون شهرها و نقاط متمدن نیز راه یافته است. در هند جنوبی بیساری از طرفداران این مسلک و سنت را می بینیم که رهبری باری خود دارند و آنچه را او می گوید، چون وحی منزل اجرا می کنند. آنها مدام «راما» را یاد می کنند و از او طلب مغفرت می نمایند.

هر آنچه را که به رهبرشان مربوط شود، مقدس می دانند و حتی اگر محل سکونت او بالای کوهی باشد، آن کوه نیز مقدس می شود و به قدری به عقاید خود پایبند هستند که حتی رهبرشان با القای روحی می تواند بیماری هایشان را شفا بخشد.

از میان رهبران آنها «سری ساتیا سای بابا» از معروف ترین آنهاست  و قدرت تله پاتی و بهبود دهنه ی وی، زبانزد معتدانش است. مکتب اشرام در اولین قدم، طرفدراان خود را با «یوگا» آشنا می سازد و سعی می کند تا از این راه،آرامش و سکونی را در ایشان ایجاد کند، آن وقت، مرحله ی تنهایی را برای آنها توصیه می کند که می بایست مدت های مدید، در اطاق تنها بمانند و به تفکر بپردازند. عبادت و امید بستن به خدا اولین عنصر وجودی آنهاست و به مرور از آنچنان قدرت القایی برخوردار می شوند که به گفته ی خودشان «جسم را فراموش می کنند و از آن فراتر می روند». آنها خود را عاشق جنبندگان می دانند. همگی آنان گیاه خوار و از دخانیات و الکل به دشت گریزانند. طرفداران این مکتب در معابد خود گرد می آیند و با کمترین مواد غذایی، گرسنگی خود را رفع می کنند. شرکت در بحث و گفتگو، کلاس های مخصوص فلسفه، یوگا، موسیقی و آموزش پزشکی، از کارهای اصلی آنان به شمار می رود.

پرچم

به موجب قانون اساسی هند، پرچم ملی این کشور از سه نوار افقی مساوی به رنگ های زعفرانی، سفید و سبز تشکیل می شود. در وسط نوار سفید، نقش چرخی موسوم به «دهارماچکرا» وجود دارد که از ستون تاریخی شهر سارنات بنارس اقتباس شده است. رنگ این چرخ، سرمه ای است و 24 شعاع دارد.

در سال 1921 که کمیته ی عمومی حزب کنگره در شهر بیزوادا در آندراپرادش، با ریاست مهاتماگاندی تشکیل شده بود، جوانی از اهلای آن ولایتف پرچمی مرکب از دو رنگ قرمز و سبز ساخته و به نشانی دو عنصر هندو و سسلمانان تقدیمی گاندی کرد. وی آن را پسندید و یک قسمت دیگر به رنگ سفید به آن افزود که نماینده ی سایر مذاهب هند باشد و چرخ را هم نقش آن قرار داد که رمز حرکت و ترقی است.

در سال 1931، وقتی که کمیته عمومی حزب کنگره، این پرچم را پرچم ملی کشور قرار داد، تصریح کرد که این رنگ ها ربطی به مذهب ندارد، بلکه رنگ زعفرانی، علامت شجاعت، سفید، علامت صدق و صلح و سبز نشانه ی ایمان است.

فرهنگ و آداب و رسوم

هر چند مردم هند در زندگی انفرادی و انزوا از سایر ملل ممتاز هستند و مذهب هندو اعتقاد به سیستم اصناف و طبقات، آنها را به تنهایی و دوری از معاشرت ناگزر ساخته است، ولی زندگی اجتمایع و انس و الفت که از خصایص طبیعت بشری است، درآن کشور از دیرباز، آدابی ایجاد کرده که تا امروز معمول و متداول است.

در شهر و روستا، معابد هندوان، جایگاه تجمع و محل تلاقی و برخورد اجتماع ایشان است. در آنجاست که مسائل مذهبی و مشکلات محلی را حل و فصل می کنند. در حقیقت، معابد، میعادگاه و محل ملاقات مردم هند است و حتی پسرا نو دختران جوان در آنجا مقدمات ازدواج خود را فراهم می کنند. در این معابد است که مجالس جشن و ضیافت محلی و انواع بازی ها و تفریحات و نمایش ها برگزار می شوند.

سالی یکبار در هر معبد، جشن بزرگی به نام «خدای آن پرستشگاه» برپا می شود و جماعت کثری از اهل محله، یا از محلات مجاور در آن جشن شرکت می کنند و با انواع خوراکی ها و شیرینی ها و شربت های خنک پذیرایی می شوند.

قاعده ی مهمانی و مهمان نوازی از سنن قدیم کشور هند است. در هر مجلسی، مهمان محترم را به حمایلی مزین می سازند، یعنی حلقه ای از گل و یا گلابتون و گاهی از زر و سیم ساخته و بر دوش او می اندازند. این حمایل که به سوی هندی سهیرایاهار گفته می شود بزرگترین علامت تشخیص و احترام است که از طرف میزبان به میهمان تقدیم می شود. هر هندو در هر سال برای هموطنان و بزرگان محل خود چند ضیافت بزرگ برگزار می کند.

این مهمانی ها در مجلس عروسی که آن را «شادی» می گویند، به حد کمالی می رسد. مجالس عروسی در خانه ی عروس برگزار می شود که در آن جا خانم ها عروس را با گل و جواهر زینت و آرایش می کنند و هر قدر که عروس به زر و زیور و جواهرات آراسته تر باشد، محترم تر است.

ازدواج و مراسم آن در هند، ویژگی های خاص خود را دارد؛ از جمله جهیزینه ی عروس که پول یا جواهری است که خانواده ی عروس به داماد می پردازند. مسائل ازدواج از جمله مورد فوق، مشکلاتی را نیز به همراه دارد.

از آنجا که در خانه های مردم هند ـ هندو و مسلمان ـ کمتر صندلی دیده می شود، در تمام مجالس هندی ـ چه رسمی و چه غیر رسمی ـ میهمانان بر روی قالی یا حصیر می نشینند و مشغول گفتگو می شوند.

همچنین خانواده ها کمتر روی حصیر و تشک یا بر روی مزین می خوابند و چون زمین، مرطوب و حشرات، فراوان است. اغلب بر روی تخت هایی که با نوارهای کتانی یا گونی و پنبه دوخته می شوند و کات یا چارپایی نام دارد، می خوابند.

جشن ها

اعیاد هندوها مانند طبقات و پیروان آن، متنوع و گوناگون است و می گویند عدد آن به هفتاد عید و جشن می رسد. معروف ترین و قدیمی ترین ایعاد هندو، عید هولی است. مردم در اول بهار، سه شبانه روز به شادی و جشن می پردازند. آنان آب معطر آمیخته به رنگ قرمز و زرد بر یکدیگر می پاشند و پیشانی را به علامت سرخ و زرد و بنفش می آرایند. ایام این عید در ماه مارس در شب های بدر است. گانش چاتورتی جشنی است، که در گرامی داشت خدایی که سرفیل دارد و بسیار محبوب است، برگزار می شود؛ بوداجایانتی که در آن تولد بودا را جشن می گیرند، دیوالی که جشن چراغ ها برای راهنمایی راما در راه بازگشت به خانه است، پونگل جشن تامیل ها در پایان فصل برداشت محصول و جانماشتامی که در آن تولد کریشنا را جشن می گیرند، از دیگر اعیاد مهم این سرزمین است.

دولت هند ایام مقدس مسلمانان را نیز به رسمیت شناخته و ادارات دولتی را تعطیل می کند. این ایام عبارتند از: روز عاشورا (روز دهم محرم)، عید فطر، عید قربان، ایام میلاد و وفات نبی اکرم (ص) که برای اهل سنت، روز دوازدهم ربیع الاول و برای شیعیان، روز هفدهم ربیع الاول است. در ماه رمضان مسلمانان در هند شب 27 رمضان را به عنوان شب قدر، شب زنده داری می کنند.

مسیحیان هند نیز مثل دیگر مسیحیان، عید میلاد مسیح و عید پاک و دیگر اعیاد مرسوم را جشن می گیرند.

جامعه ی سیک ها اعیاد هندو را معتبرمی شناسند و عینا مانند سایر طبقات برهمنی، آن اعیاد را رعایت می کنند. به علاوه، روز تولد «گرونانک»، موسس مذهب سیک ـ و همچنین روز تولد گروگویندسینک (اخرین گرو) را تعطیل و مراسم جشنی برپا می کنند. در هند، چند روز نیز مختص عید پارسیان است. که از آن بین متی وان به «پتینی» در ماه سپتامبر، عید نوروز در اول فروردین، جشن نوزدهم فروردین (که مانند سیزدهم فروردین در ایران است)، جشن خرداد (که روز تولد زرتشت است) و جشن کبیسه (5 روز آخر هر سال) اشاره کرد.

خوراک

برای هندی ها غذا بخش مهمی از فرهنگشان است و غذاهای هندی نیز مثل فرهنگ، جغرافیا و آب و هوای هند، متفاوت است. هندی ها معتقدند غذا بر رفتار، روحیه و سلام تفرد تاثیر می گذارد. غذاهای هندی غنی و متنوع هستند و هر منطقه غذاهای خاص خودش را دارد. آشپزی هندی تحت تاثیر رسوم هندو و اسلامی و نیز سبک ها و اجزای آشپزی ایرانی، پرتغالی و بریتانیایی قرار گرفته است. چون طبق آیین هندو فقط خوردن گوشت گاو ممنوع است، به همین خاطر، بسیاری از هندوها گوشت گوسفند، خوک، مرغ و ماهی می خورند. در میان هندوها گیاه خواری نیز رواج دارد.

در اغلب غذاهای هندی بعضی مواد مهم، همیشه هست: ادویه، سبزی و محصولات لبنی مثل گی (کره ی تصفیه شده)، ماست و دلمه ی شیر، استفاده از ادویه های مختلف و تند مانند مرچ و کاری مشهورترین ویژگی آشپزی هندی است. ادویه هایی که معمولا در غذاهای هندی یافت می شود، عبارتند از: فلفل، شنبلیله، میخک، آبغوره، دارچین، زردچوبه، زنجفیل، هل و گشنیز که با ملخوط کردن این ادویه ها کاری های مختلف می سازند. ترشیجات مانند ترشی انبه و چتنی و دیگر چاشنی های تند در هند بسیار رایج است. مصرف چای یا قهوه نیز بسیار متداول است.

در جنوب هند، اغلب مردم گیاه خوارند. حبوبات از قبیل عدس، نخود و انواع لوبیا منبع اصلی پروتئین غذایی گیاه خواهران هندی است و برنج، غذای اصلی آن هاست. غذاهای جنوب هند معمولا به صورت براین یا آب پز تهیه می شوند و به ندرت چرب هستند. نارگیل یکی از اجزای اصلی غذاهاست و در تهیه ی همه ی انواع غذاها از سبزی های ادویه دار و خورش های غلیظ گرفته تا غذاهای دال و پنکیک برنجی (دوسا) به کار می رود. تهالی یکی از غذاهای معروف جنوب هند است و طرفداران زیادی دارد که از بنرج و ادویه هایی با طعم و مزه های مختلف تهیه می شود. این غذا را در شهر در ظرف های بزرگ روی میز می آورند و در روستاها بر روی برگ موز می خورند. ضرب المثلی هندی می گوید : «بگذار از تهالی دستپخت تو بخورم تا بگویم چگونه آدمی هستی» . هندی ها معتقدند آشپزی که تهالی را درست می کند، باید از روح و جان خود در آن مایه بگذارد و اگر آدم نیک سرشتی نباشد، غذای خوبی تهیه نخواهد کرد.

اغلب هندی ها غذاهای پر ادویه و تند را دوست دارند. ولی تندی غذاهای جنوب هند در سراسر کشور زبانزد است.

در شمال هند، گوشت بیشتر مصرف می شود و با وجودی که مصرف برنج زیاد است، گندم غذای اصلی است که به صورت نان های ورقه ای و مسطح که در تابه می پزند، مصرف می گردد (چاپاتی و روتی) غذاهای سرخ شده در شمال، بیش از جنوب هند رایجا ست و ادویه ی کاری، خوراک عدس، شیر دلمه شده و چانتی (نوعی چاشنی تندمزه) تقریبا در تهیه­ی انواع غذاها به کار می رود.

هندی ها به شیرینی علاقه­ی زیادی دارند و به ویژه به دسرهایی که از لبنیات و شیر تهیه شده و نارگیل، گلاب، گردو، بادام و فندق خرد شده یا دارچین به آنها افزوده شده باشد؛ مانند: راساگولا، گلاب جامون، راسامالایی، شاهی تکرا، کولفی و خیر

بسیاری از هندی ها عادت دارند بعد از غذا برگ تنبول بجوند. برگ تنبول را که پان می نامند، به دور دانه های خرد شده ی تنبول، پوره ی لیمو و ادویه های خاص پیچیده و به آهستگی می جوند. جویدن تنبول، دهان را قرمز رنگ می کند. هندی ها به شکل سنتی برای مصرف غذا روی زمین می نشینند و به جای کارد و چنگال از انگشتان دست راستشان استفاده می کنند. در جنوب هند بسیاری از افراد ترجیح می دهند غذایشان را به جای بشقاب، در برگ موز صرف کنند، ولی در شمال هند، استفاده از بشقاب رایج است.

 

کلیه حقوق این سایت متعلق به Avesta Parvaz می باشد.©